حق امتیاز، استراتژی شرکت‌های مخابراتی برای دستیابی به ارزش بلندمدت

حق امتیاز، استراتژی شرکت‌های مخابراتی برای دستیابی به ارزش بلندمدت

مهدی جوادی‌فرد، کارشناس ارشد برنامه‌ریزی و تحلیل کسب‌و‌کار فناپ

در بسیاری از صنایع، شعار رایج تا همین اواخر «دارایی سبک» بوده است: انتقال قابلیت‌ها و زیرساخت‌ها به «مالکان بهتر» به‌عنوان راهی برای تغییر هزینه‌های ثابت به متغیر، افزایش چابکی و تمرکز بر شایستگی‌های محوری.

اما در صنعت مخابراتی که به‌سرعت در حال تغییر است، اتخاذ دارایی سبک کافی نیست. آنچه مورد نیاز است، استراتژی مبتنی بر «حق امتیاز» است: رویکردی جامع شامل ارزیابی دوباره و دقیق آنچه محوری و غیرمحوری است، درک وابستگی‌های متقابل بین اقدامات مختلف پیرامون دارایی‌های مختلف و همسویی توانمندسازها و نتایج استراتژیک.

علاوه بر این، زمانی برای از دست دادن در حرکت به سمت حق امتیاز وجود ندارد. همچنان‌که که موج جدید معاملات دارایی‌محور - اکتساب، واگذاری، جداسازی، سرمایه‌گذاری مشترک، مشارکت‌های مشترک، و موارد دیگر - مقیاس و شتاب بیشتری به‌دست می‌آورد، اپراتورهای مخابراتی که در بازنگری استراتژی‌های دارایی خود ناکام‌اند، در حال تلاش برای جبران عقب افتادگی خود هستند.

چرا دارایی سبک بسیار نگران‌کننده شده است، و چرا اکنون؟ چندین نیرو در حال همگرایی هستند تا موقعیت دارایی شرکت‌های مخابراتی را در کانون توجه قرار دهند. همان‌طور که بازیگران صنعت، سرمایه‌گذاری‌ها بر شبکه خود را افزایش می‌دهند، عملکرد بخش با نیروهای مخالف قدرتمندی مواجه می‌شود؛ در حالی که با افزایش شدت سرمایه اهرم فشار بالا و بالاتر می‌رود و این فشارها به این زودی‌ها کاهش نمی‌یابد، زیرا گسترش 5G و فیبر ادامه دارد و مدل‌های استقرار جدید وضعیت را تغییر می‌دهند.

به هر حال، خریداران و شرکای مشتاقی در بازار دارایی‌های مخابراتی وجود دارند. بازیگران صنعتی مانند ابرمقیاس‌کننده‌های فناوری و سرمایه‌گذاران خصوصی سهام، در حال خرید یا تأمین مالی زیرساخت‌های مخابراتی هستند؛ و در سرتاسر جهان، نظارت دولتی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مخابراتی در حال رشد است - از راهبردهای ملی 5G گرفته تا پیکره گیگابیتی ثابت. برای خود اپراتورها، تمایز به‌طرزی فزاینده به معماری شبکه‌های مجازی‌شده و تعریف‌شده توسط نرم‌افزار بستگی دارد.

همه اینها به یک پلتفرم بسیار مشتاق برای مخابرات تبدیل می‌شود: محیطی که به‌سرعت در حال تحول است که در آن دلایل و فرصت‌های روزافزونی برای انتقال و اکتساب دارایی‌ها وجود دارد؛ و جایی که جداسازی زیرساخت‌ها و خدمات می‌تواند به شرکت‌های مخابراتی کمک کند تا ارزش خود را برای تأمین مالی دوره‌ای جدید از نوآوری محصول و خدمات فراهم کنند.

بنابراین، جای تعجب نیست که اکنون بازیگران در سراسر صنعت، موقعیت‌ زیرساخت‌های خود را به‌عنوان مسئله‌ای فوری دوباره ارزیابی می‌کنند. آنها با انجام این کار، فرصت‌های فراوانی را برای رویکردها و معاملات دارایی جدید در سراسر زیست‌بوم و زنجیره ارزش مخابرات شناسایی می‌کنند.

فرصت‌های دارایی در سراسر زنجیره ارزش زیست‌بوم مخابرات

در حال حاضر، طیف گسترده‌ای از شرکت‌کنندگان برای دستیابی به ارزش در بخش‌های مختلف زیست‌بوم اقدام می‌کنند. شرکت‌های مخابراتی ایالات متحد در واگذاری دیتاسنترها پیشرو بودند و پس از آن شرکت‌های اروپایی نیز از این روش پیروی کردند. ارائه‌دهندگان اینترنت کابلی و شرکت‌های فناوری با اپراتورهای شبکه مجازی تلفن همراه و از طریق دارایی سبک به بازار موبایل مصرف‌کنندگان وارد شده‌اند. در زیرساخت‌های غیر فعال، اپراتورها دارایی‌‌های دکل‌های مخابراتی خود را در کنار شرکت‌های متمرکز بر زیرساخت (TowerCo) اجاره می‌دهند، یا به فروش می‌رسانند. در زیرساخت‌های فعال، قراردادهای اشتراک‌گذاری شبکه به هسته‌های ابری 5G و 4G برونشهری در حال گسترش است. ابرمقیاس‌کننده‌های فناوری اکنون بیش از نیمی از پهنای باند زیردریای جهانی را در اختیار دارند یا اجاره می‌کنند. این اقدامات هدفمند به‌خودی‌خود ارزش ایجاد می‌کنند، اما نکته کلیدی برای یک استراتژی موفق حق امتیاز، اتخاذ دیدگاهی جامع در کل مجموعه و چشم‌انداز، با در نظر گرفتن پیوندها و وابستگی‌های متقابل بین دارایی‌های گوناگون است. برای مثال، اگر شما یک شرکت یکپارچه هستید، استراتژی شما برای موبایل چیست؟ آیا می‌توانید زیرساخت‌های غیرفعال خود را واگذار کنید یا با ابرمقیاس‌کننده‌ها شریک شوید؟ شاید پرسش مهم‌تر این باشد که چگونه فروش دیتاسنترهای شما بر 5G و استراتژی ابری لبه شما تأثیر می‌گذارد؟

برای دستیابی به پاسخ‌های صحیح چنین پرسش‌هایی، شرکت‌های مخابراتی ابتدا باید دیدی روشن از آنچه راهبردهای حق امتیاز را هدایت می‌کند و نتایجی که به‌دنبال دستیابی به آن هستند، به‌دست آورند. از نظر توانمندسازها، عناصر کلیدی که باید در نظر گرفته شوند عبارت‌اند از عوامل عرضه و تقاضا، مانند سیاست و تحولات نظارتی و تقاضای خرده‌فروشی و عمده‌فروشی پیش‌بینی‌شده. در دسترس بودن شرکای استراتژیک بالقوه در سراسر صنعت، و همچنین سرمایه‌گذاران بخش مالی و عمومی، و طیف گسترده‌ای از ساختارهای تراکنش و گزینه‌های کسب درآمد در جدول - از برون‌سپاری تا شراکت، سرمایه‌گذاری مشترک تا اسپین‌آف، فروش و بازاجاره - همه با زمان‌بندی و ملاحظات متقابل خاص خود.

شرایط تجاری نیز کلیدی هستند، به‌ویژه با ترتیبی مانند فروش و اجاره و از جمله بندهایی مانند دوره‌های انحصاری و تعهدات محکم مستاجر. حق امتیاز می‌تواند با طراحی دوباره سازمانی و فرایندی، مانند سازوکارهای اشتراک‌گذاری اطلاعات جدید یا جداسازی و بازنشستگی سامانه‌های فناوری اطلاعات، مرتبط باشد. این مسائل ممکن است بیشتر در معاملات دیتاسنتر مطرح شوند.

با درک و هماهنگی کامل این اهرم‌ها، اپراتورها چه مزایایی از استراتژی حق امتیاز خود را می‌توانند به‌دست آورند و برای آن برنامه‌ریزی کنند؟ اینها از نتایج نسبتاً ساده مانند کاهش بدهی تا نتایج گسترده‌تر مانند افزایش تمرکز مدیریت بر نوآوری متغیر است. به‌طور کلی، می‌توان بر پنج مزیت تأکید کرد:

  • فرصت‌های درآمدی: آزادسازی تمرکز مدیریت بیشتر بر نیازها و پیشنهادات جدید مشتری
  • نوآوری: استفاده از همکاری و تمرکز بیشتر مدیریت برای توسعه محصولات جدید و بهبود زمان ورود به بازار
  • کاهش پیچیدگی: کاهش پیچیدگی عملیاتی و افزایش قابلیت پیش‌بینی استراتژیک
  • وجه نقد و حاشیه: بهبود سود پیش از بهره، مالیات، استهلاک (EBITDA)
  • اهرم دارایی: افزایش بازده سرمایه به‌کارگرفته‌شده (ROCE)

با توجه به چشم‌اندازی که از صنعت ترسیم شد، به‌نظر می‌آید که بازبینی استراتژی‌های دارایی برای شرکت‌های مخابراتی دیگر تنها یک گزینه‌ نیست، بلکه یک الزام کسب‌وکاری و استراتژیک است که باید بی‌درنگ برای دستیابی به آن تلاش کرد پیش از آنکه دیگران در دستیابی به بهترین فرصت‌ها پیش‌دستی کنند. اپراتورها برای قرار گرفتن در چنین موقعیتی به‌منظور بازاندیشی، باید دیدی جامع از زیست‌بوم و گزینه‌ها به‌دست آورند، وابستگی‌ها را درک کنند، و رویکردی سنجیده و روشمند برای تغییر ترکیب سبد دارایی‌های خود اتخاذ کنند، و در نظر داشته باشند که این کاری نیست که فقط یکبار انجام شود.

این تغییرات با هم، استراتژی‌های حق امتیاز را برای موفقیت مهم‌تر خواهد کرد و سه وجه کلیدی تغییر خواهد بود:

  • یک محیط عملیاتی ناپایدارتر: شامل شرایط بازار در حال تغییر سریع، تغییر تعهدات نظارتی (از جمله حول شکاف دیجیتال)، و رقبا در بخشی از زنجیره ارزش تبدیل شدن به همکار یا سرمایه‌گذار در بخش دیگر. با توجه به وابستگی‌های متقابل احتمالی، چگونه می‌توانید تعادل مناسبی بین رویکردهای مختلف دارایی در سراسر کسب‌و‌کار خود ایجاد کنید؟

  • چرخه‌های فناوری جدید و زنجیره‌های تأمین: مفاهیمی مانند شبکه‌های خصوصی و شهری مکمل مدل‌های سنتی استقرار گسترده هستند و همگرایی تلفن همراه ثابت به روش‌هایی جدید در حال تکامل است. آیا استراتژی دارایی شما برای تطبیق با مدل‌های کسب‌وکار نوظهور و هماهنگی با سرمایه‌گذاری بر چرخه‌های فناوری به‌اندازه کافی دقیق است؟

  • تغییر نیازهای دگرگونی سازمانی: در حالی که حق امتیاز در چندین حوزه مهم است، نیاز به سرمایه‌گذاری در حوزه‌های کلیدی کسب‌و‌کار نیز مهم است، از طراحی دوباره سازمانی گرفته تا مجازی‌سازی عملکردهای شبکه و مهارت‌ها. استراتژی حق امتیاز شما چگونه با تحول گسترده‌تر سازمان شما همخوانی دارد؟

استراتژی‌های حق امتیاز: عوامل و محرک‌ها در افق سال 2025

این پرسش‌ها و موارد دیگر باید در طول مسیر مورد توجه قرار گیرند، اما از آنجا که شرکت‌های مخابراتی در پی تغییر شکل و تغییر موقعیت برای موفقیت در پیچیده‌ترین و ناپایدارترین محیطی هستند که تا به حال با آن مواجه شده‌اند، پیام آشکار است: حق امتیاز راهی است که باید طی شود، و زمان شروع امروز است.

دیدگاه ها

  • دیدگاهی موجود نیست

ثبت دیدگاه