در پیله مانده یا نوآوری در بیمه؛ آری یا خیر

در پیله مانده یا نوآوری در بیمه؛ آری یا خیر

محمود کریمی، مدیرعامل شرکت سکوی خلق آینده

۱. با دیده شدن محسوس و قابل اندازه‌گیری نوآوری در صورت‌های مالی شرکت‌های بیمه‌ای، راه برای پذیرش و جاری شدن این مفهوم و فرهنگ در صنعت بیمه هموار می‌شود؛ خواه تأثیر آن رشد و رونق کسب‌وکار این شرکت بیمه باشد یا کاهش سهم بازار و افت عملکرد آن شرکت دیگر. مهم چیزی است که نتوان آن را جدا از اثر نوآوری در عملکرد مالی یک بنگاه اقتصادی دانست. اگر چنین شود، برای اثبات اهمیت نوآوری به اهل حساب و کتاب، راه‌ها گشوده می‌شود.

۲. تا وقتی که مدیران در صنعت بیمه، به بازاری با ضریب نفوذ پایین بیمه، راضی و قانع باشند و نگران از دست رفتن صندلی‌های در حال گردش بین خود نباشند، نوآوری در بیمه یک شوخی، یک نمایش فصلی زیبا، یک شعار بی‌پشتوانه است.

۳. ترجمه نوآوری در صنعت بیمه و نمود عینی آن، تبدیل آفلاین به آنلاین نیست. این خطای رایج را بسیاری از مدیران بیمه‌ای در ذهن دارند که تحول دیجیتال را سامانه‌ای شدن کاغذبازی و بروکراسی و برخط شدن هر چه حضوری است می‌دانند، و در ادامه نیز تحول دیجیتال برای ایشان یعنی داشتن فایل همه چیز!

۴. تحول دیجیتال، نیازمند باور ایجاد ژن دیجیتال در تاروپود کسب‌وکار بیمه‌ای و تکثیر آن است. در عمل، به بازطراحی فرایندها و تغییر الگوی ذهنی غالب مدیران و بازیگران صنعت بیمه، بر مبنای پذیرش چیستی تحول دیجیتال و ارکان آن و شکل‌دهی سازمانی با فرهنگ نوآوری و مشتاق تحول نیاز است. سازوکار نوآوری و زندگی دیجیتال، با نمایش نمودهایی کاریکاتوری از این دو موضوع، تفاوت بسیار دارد. در زندگی دیجیتال صنعت بیمه، شرکت‌ها و محصولات بیمه‌ای و حکمرانان این صنعت، با مردم و زندگی و دیگر محصول‌ها و راه‌حل‌های دیجیتال و فیجیتال ایشان حرف می‌زنند و از آنها حرف می‌شنوند و با آنها مبادله مدام محتوای دیجیتال دارند.

۵. تحول دنیای دیجیتال و نوآوری در صنعت بیمه، به دوره گذار نیاز دارد. در بازه‌ پنج سال گذشته، می‌شود صدای گفت‌وگوهای بیشتر را در این باره شنید. یافتن نمودهای ملموس آن اما هنوز به کنکاش زیاد محتاج است. سناریوی محتمل را چنین تصور دارم: این گذار، با رخ دادن تغییرهایی در بیرون صنعت بیمه، شکلی جدی‌تر به خود می‌گیرد. بازیگران غیر بیمه‌ای، به بازار بیمه وارد می‌شوند. صنعت بیمه آن را تکذیب می‌کند. وقتی بروز بیشتر یافت، به انکار آن می‌پردازد. حضورش که محسوس و ملموس و رایج شد، آن را همچون تحمیلی بر خود برمی‌شمرد. به‌تدریج و از روی ناچار آن را فهم می‌کند و بعد راهش را با رفتن به سرپایینی پذیرش و سپس حظ بردن از این تغییرهای جدید و افزایش ضریب نفوذ بیمه در زندگی مردم دنبال می‌کند. بعدها هم آن تکذیب و انکار و تحمیل را فراموش می‌کند و یادی از مقاومت‌های روز اول خود نمی‌کند. گویی که خودش عامل رسیدن به این حظ امروزی بوده است. هنوز در مقاومت است و امروز به‌احتمال در مرحله تحمیل هستیم. زورمان دیگر به حذف و تکذیب و انکار نمی‌رسد.

۶. تاریخچه شکل‌گیری صنعت بیمه در دنیا و حیات یافتن آن در ایران، آموزنده و پرمغز است. ذات تولد بیمه با نوآوری گره خورده است. اما گویا اهل بیمه خودشان را در شوق پیچیدگی‌های بیمه‌ای و موضوع‌های متنوع فنی، محدود نگه داشته‌اند. انگار پیله‌ای به دور خود پیچیده‌ایم و در آن مانده‌ایم. دنیای بیرون پیله تغییر فراوان دارد، چشم باز کنیم.

۷. دوره جدید مدیریتی بیمه مرکزی و حضور مؤثرتر بازیگران جوان که از جسارت و نوگرایی و بی‌پروایی در به‌کارگیری فناوری بهره‌مندند، گویی ناخواسته بیمه و اینشورتک را دو چیز جدا و متعلق به دو مرز تاریخی متفاوت معرفی می‌کند. قدرت پلتفرم‌ها و عادت‌های در حال توسعه در زندگی دیجیتال مردم، راهی جز مهاجرت شرکت‌های بیمه‌ای به دنیای دیجیتال برایشان باقی نمی‌گذارد. دیر یا زود، چنان می‌شود که باید. امیدوارم «اهل دیر» نباشیم.

چه خوش گفته است حضرت مولانا در غزل ۴۲۴ دیوان شمس که:

دلبری و بیدلی اسرار ماست

کار کار ماست چون او یار ماست

نوبت کهنه‌فروشان درگذشت

نوفروشانیم و این بازار ماست

منبع: هفته‌نامه کارنگ

دیدگاه ها

  • دیدگاهی موجود نیست

ثبت دیدگاه